برگزاری رونمایی از کتاب و نقد کتاب در کتابخانه دهخدا به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی در کتابخانه دهخ

کتابخانه دهخدا به مناسبت هفته کتاب، اقدام به برگزاری نشست نقد کتاب و رونمایی از کتابهای نوسندگان شهر الوند نمود. این نشست با حضور علیرضا خمسه عضو شورای شهر الوند، آقای رمضان حیدری رئیس کتابخانه های شهرستان البرز و همچنین مسئولین این کتابخانه آقای محمدخانی و خانم غنمی به همراه تعدادی از نخبگان و کتابخوانان برگزار گردید. در این جلسه ابتدا به نقد کتاب "جنگ علیه خانواده" اثر "ویلیام گاردنر" ترجمه ی "معصومه محمدی" پرداخته شد که در حوزه ی خانواده و جایگاه آن در جهان امروز می باشد. درادامه نیز به رونمایی و معرفی کتب نویسندگان بومی این شهر از جمله کتابهای اخلاق و تربیت اثر محمود درویشوند، شما کجای این "شما" هستید؟ اثر علیرضا خمسه، باران اثر سامره بزرگ پناه و فاگوزیست اثر فردین جوادی پرداخته شد.

 

3b8r_۲۰۱۵۱۱۱۱_۱۸۰۳۵۸.jpg

v3l_۲۰۱۵۱۱۱۱_۱۷۵۸۱۹.jpg

gsr1_۲۰۱۵۱۱۱۱_۱۶۳۱۴۷.jpg

 

اعلام برندگان مسابقات کتابخوانی هفته ی دفاع مقدس

همزمان با هفته ی دفاع مقدس، مسابقه ی کتابخوانی در کتابخانه دهخدا برگزار گردید. در این مسابقه کتاب " به مجنون گفتم" و "فرمانده من" معرفی گردید و مسابقه ای با محوریت این کتب انجام گردید که در ذیل برندگان این مسابقه معرفی می گردد:

ویدا ملک پور

صدیقه زیاری

فاطمه کریمی

نشست کتابخوان در البرز

نشست کتابخوان عنوان طرحی است که از سوی دبیر کل محترم به منظور افزایش مطالعه در میان افراد  صورت می گیرد. بدین منظور شهرستان البرز نیز در نظر دارد با همکاری کتابخانه های شهرستان مراسمی با همین منظور در هفته ی کتاب برگزار نماید. البته در این مراسم علاوه بر معرفی کتاب توسط افراد، به رونمایی کتاب و تقدیر از کتابخوانان و برندگان مسابقات کتابخوانی هفته دفاع مقدس پرداخته خواهد شد. از علاقمندان دعوت می گردد در این مراسم شرکت نمایند.

نشست کتابخوان

زمان: 1394/8/26

مکان: کتابخانه یادگار امام زیبا شهر

ساعت: 15

 

کتابخانه دهخدا به مناسبت هفته کتاب برگزار می نماید:

 

"جهنم تنهایی با کتاب بهترین بهشت ها می گردد."

عكس تزيني

کتابخانه ی عمومی دهخدا به مناست هفته ی کتاب با حضور علاقمندان به حوزه ی کتاب و کتابخوانی  برگزار می نماید:

نقد کتاب " جنگ علیه خانواده" اثر " ویلیام گاردنر"

رونمایی از کتابهای نویسندگان شهر الوند

مکان برگزاری: کتابخانه دهخدا

زمان: 20/8/1394

ساعت 16 الی 18

(برای تهیه ی کتاب به کتابخانه مراجعه نمایید.)

(برای ثبت نام و آگاهی بیشتر به کتابخانه مراجعه نمایید)

آدرس و تلفن کتابخانه: بلوار معلم جنب باشگاه یادگار امام.شماره تماس 32225771

معرفی کتاب قصه های خوب برای بچه های خوب : قصه های مرزبان نامه

 

 

http://92.50.2.210/database/BookImages/94/94504191.jpg

 

 

دارای 21 قصه برگزیده و نوساخته از کتاب مرزبان نامه در 120 صفحه، با 35 تصویر ، نقاشی از علی خدایی

چاپ پنجاه نهم : 1390

چند كلمه با بچه‌ها ، آواز بزغاله ، درخت مراد ، ماهيخوار توبه‌كار ، پياده و سوار ، گربه و موش ، شغال خرسوار ، مرغ آتشخوار ، شير پرهيزكار ، گربه شكاري ، روباه و خروس ، موش و مار ، زشت و زيبا ، خرس حسود ، الاغ سواددار ، سه دزد حريص ، حاضر جوابي بزرگمهر ، رسم رسوايي ، پند خرگوش ، دوستان نااهل ، انوشيروان و باغبان و همچنين دانش ناتمام عناوين جلد دوم كتاب قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب را تشكيل مي‌دهد . از نظر مهدي آذريزدي بيست و يك قصه‌اي كه در اين كتاب از ميان همه آن قصه‌ها برگزيده شده قصه‌هاي خوب مرزبان‌نامه است . قصه‌هايي كه هميشه و همه جا مي‌تواند چيزي به خواننده بياموزد . آذر يزدي تاكيد مي‌كند كه كاري كه او انجام داده است اينست كه اين قصه‌ها را به زبان ساده‌تر نوشته است تا دانش‌آموزان دبستاني هم بتوانند بخوانند و همراه با تفريح و سرگرمي درس‌هاي خوبي از آن بياموزند .
در بخشي از قصه " حاضر جوابي بزرگمهر " مي‌خوانيم كه :
" روزي بود و روزگاري بود . يك روز صبح زود بزرگمهر وزير دانشمند خسرو انوشيروان براي كار مهمي به بارگاه خسرو رفت ؛ اما خسرو هنوز بيدار نشده بود و ساعتي دير شد . بزرگمهر كه به سحرخيزي عادت داشت بارها به خسرو سفارش كرده بود پيش از آفتاب از خواب برخيزد كه " سحرخيز باش تا كامروا باشي . " خسرو كه بر اثر سرگرمي‌هاي شبانه ديروقت مي‌خوابيد و صبح زود از خواب برمي‌‌خاست از اين يادآوري بزرگمهر ناراحت مي‌شد ؛ اما حرف بزرگمهر را با احترام گوش مي‌داد و سكوت مي‌كرد ، چون به خوبي و خيرخواهي او ايمان داشت .
آنروز صبح كه كار مهمي در پيش بود بزرگمهر خسرو را پند داد « خواب صبح عادت ناپسندي است . دير خوابيدن و دير برخاستن براي خسرو عيب است و سحرخيزي هميشه و براي همه كس باعث پيروزي‌هاي بزرگ است .» خسرو حرف بزرگمهر را شنيد و پاسخي نداد ؛ اما در دل فكر كرد كه اين وزير خيرخواه دست‌بردار نيست . هر روز اين سخن را تكرار مي‌كند ، بايد كاري كنم كه يك روز خودش از سحرخيزي ضرري ببيند و آن وقت به شوخي خودش را هم سرزنش كنيم و بخنديم .
آنروز گذشت و روز ديگر نوشيروان به دو نفر از چاكران دستور داد : « اين را پنهان داريد ، لباس خود را عوض كنيد و به صورت ولگردان درآوريد . فردا صبح زود كه هنوز تاريك است در راهي كه بزرگمهر به بارگاه مي‌آيد پنهان شويد همين كه رسيد مانند دزدها پيش برويد ، او را بترسانيد و لباس‌هايش را بگيريد . مي‌خواهم بزرگمهر مجبور شود به خانه برگردد و دوباره لباس بپوشد ، اما مواظب باشيد صدمه‌اي به او نرسد . .. آنروز كه بزرگمهر كمي ديرتر آمده بود نوشيروان در بارگاه حاضر بود و پرسيد : « چرا ديرتر آمدي ؟ » ... بزرگمهر جواب داد : « بله ، باز هم عقيده‌ام اينست كه سحرخيزباش تا كامروا باشي ؛ چون امروز دزدان زودتر از من از خواب برخاسته بودند آنها كامرواتر شدند و لباس‌هاي من هم نصيب آنها شد . » نوشيروان از اين حاضرجوابي بسيار خوش‌دل شد و دستور داد تا لباس‌‌هاي بزرگمهر را آوردند و گفت : اين ماجرا آزمايشي براي هوش و دانش تو بود و شك نيست كه سحرخيزي هم نشاني از هوش و ذكاوت و دانش و مايه كاميابي و آسايش توست . 

زندگینامه مهدی آذر یزدی

 

http://www.quranct.com/faces/wp-content/uploads/2011/02/azaryazdi-e1305113657789.jpg

آذریزدی از دیدگاه مقام معظم رهبری                     http://biographyha.com/wp-content/uploads/2013/12/Sayed-Ali-Khamenei-biographya-com-1.jpg

 با تجلیل از آثار مهدی آذر یزدی فرمودند كه در زمان طاغوت «براى بچه‏هاى كوچك، دستمان خالى بود، تا اینكه كتاب ایشان را من پیدا كردم. نگاه كردم دیدم این از جهات متعددى، از دو سه جهت، همان چیزى است كه من دنبالش می‌گردم.» 

 

زندگینامه:

آذر یزدی در سال ۱۳۰۱ در روستای خرمشاه در حومه یزد زاده شد. او از هشت سالگی همراه پدرش در زمین رعیتی کار کرد. کار در کتابفروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم کرد،.

در سال ۱۳۳۵ و در سن ۳۵ سالگی، پس از آنکه قصه‌ای از انوار سهیلی در چاپخانه توجه‌اش را به خود جلب کرد به فکر ساده‌نویسی قصه آنطور که مناسب کودکان باشد افتاد. این ایده، زمینه‌ساز خلق جلد اول کتاب قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب شد.

او ازدواج نکرد و هیچ‌گاه به کار دولتی هم مشغول نشد. او افزون بر نویسندگی به امور غلطگیری و فهرست اَعلام‌نویسی تا سال‌های آخر زندگی‌اش ادامه داد. او مدتی پیش از مرگ‌اش گفته بود که نوشته‌های دیگری هم دارد که به دلیل عدم صدور مجوز انتشار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انگیزه تکمیل‌شان را از دست داده و آنها را ناتمام گذاشته است.

او در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.

 جوائز و نشانها: 

آذر يزدي ، در سال 1343 از سازمان يونسكو جايزه اي دريافت كرد و در سال 1345 دو اثر وي به عنوان اثر برگزيده ي « كتاب كودك » انتخاب شد.

  تعدادى از نوشته ها:
«قصه هاى خوب براى بچه هاى خوب»، قصه هاى کلیله و دمنه، قصه هاى مرزبان نامه، سندبادنامه و قابوسنامه، قصه هاى مثنوى مولوى، قصه هاى قرآن، قصه هاى شیخ عطار، قصه هاى گلستان و ملستان، قصه هاى چهارده معصوم.
«قصه هاى تازه از کتابهاى کهن»: خیر و شر، حق و ناحق، ده حکایت، بچه آدم، پنج افسانه، مرد و نامرد، قصه ها و مثل ها، هشت بهشت، بافنده دانا اصل موضوع و دوازده حکایت دیگر‎/ فرهنگ یزدى‎/ دستور طباخى و خانه دارى‎/ لبخند‎/ گربه ناقلا‎/ شعر قند وعسل‎/ مثنوى بچه خوب‎/ خاله گوهر، فالگیر‎/ مکتبخانه‎/ قصه هاى ساده‎/ گربه تنبل‎/ چهل حدیث و …

 

پیری در روستایی هر روز برای نماز صبح از منزل خارج و به مسجد می رفت در یک روز بارانی پیر، صبح برای نماز از خانه بیرون آمد چند قدمی که رفت در چاله ای افتاد ، خیس و گلی شد به خانه بازگشت لباس را عوض کرد و دوباره برگشت. پس از طی مسافتی برای بار دوم خیس و گلی شد برگشت لباس را عوض کرد از خانه برای نماز خارج شد . دید در جلوی در جوانی چراغ بدست ایستاده است سلام کرد و راهی مسجد شدند. هنگام ورود به مسجد دید جوان وارد مسجد نشد پرسید ای جوان برای نماز وارد مسجد نمی شوی ؟

جوان گفت : نه ، ای پیر، من شیطان هستم .

برای بار اول که بازگشتی خداوند به فرشتگان گفت : تمام گناهان  او را بخشیدم.

 

برای بار دوم که بازگشتی خدا به فرشتگان گفت : تمام گناهان اهل خانه او را بخشیدم.

 

ترسیدم اگر برای بار سوم به چاله بیفتی خداوند به فرشتگان بگوید : تمام گناهان اهل روستا را بخشیدم .

که من این همه تلاش برای گمراهی آنان داشتم . برای همین آمدم چراغ گرفتم تا به سلامت به مسجد برسی.

 

 

رئوس برنامه های هفته کتاب

ئوس برنامه­ هاي پيشنهادي در سطح شهرستانی

 بيست و سومين دوره تكريم مقام كتابداران و ترويج گفتمان كتابخواني

رئوس برنامه­ هاي ادارات شهرستان ها :       

1-  برگزاري مراسم تقدير و تجليل:

  • تقدير از كتابخوانان نمونه عضو كتابخانه هاي شهرستان
  • تجليل از كتابداران نمونه نهادي و مشاركتي، مسول كتابخانه نمونه نهادي و مشاركتي، كتابخانه نمونه نهادي و مشاركتي، كتابداران پيشكسوت، خدمتگزاران نمونه (شرايط، تعداد و ضوابط نفراتي كه در مراسم استاني تكريم مي‌شوند متعاقباّ اعلام خواهد گرديد)
  • تقدير از اهداكنندگان برتركتاب
  • تقدير از نويسندگان و مولفان برگزيده شهرستان با توجه به سياست هاي فرهنگي نهاد

 

2- فعاليت هاي فرهنگي و اطلاع رساني

  • حضور رئيس اداره شهرستان در نماز سياسي - عبادي جمعه شهرستان به منظور ارائه گزارش عملكرد بهبود و توسعه كتابخانه­هاي عمومي و همچنين رشد شاخص هاي كتاب و كتابخواني
  • اجراي برنامه ملاقات كتابداران و اعضاي كتابخانه­هاي عمومي با مقامات شهرستان نظير امام جمعه، نماينده شهرستان در مجلس شوراي اسلامي، فرماندار، خانواده معظم ايثارگران، شوراي شهر و ...؛
  •  هماهنگي با ادارات آموزش و پرورش، مراكز آموزش عالي و حوزه­هاي علميه جهت بازديد دانش­آموزان، دانشجويان و طلاب از كتابخانه­ها؛
  • برگزاري مسابقات فرهنگي (مكتوب، آنلاين و ...)
  • برگزاري نشست هاي كتاب خوان ( بزرگسال -  كودك و نوجوان)
  • برنامه­ريزي به منظور اهداي كتاب از سوي خيرين در هفتة كتاب به كتابخانه­ها؛
  • تدارك بازارچه هاي خيريه مبادله كتاب در مراكز استان ها با همكاري ادارات كل ارشاد و شهرداري.

 رئوس برنامه­هاي كتابخانه ها:

1-    برگزاري مراسم تقدير و تجليل

  • تقدير از اعضاي فعال كتابخانه با حضور خانواده­هاي آنان و هيات امناي منطقه؛
  •  تقدير از خانواده نمونه عضو كتابخانه؛
  • تقدير از خيرين و اهدا كنندگان كتاب و منابع به كتابخانه؛

  تقدير از بازنشستگان عضو كتابخانه؛

  • تقدير از مولفان و نويسندگان منطقه كتابخانه و معرفي و تبليغ كتاب هاي ايشان؛

 2- فعاليت هاي فرهنگي

  • برگزاري جلسات قصه­خواني و كتابخواني با حضور خانواده­هاي اعضا براي كودكان؛
  • تبليغ و ترويج اهداي كتاب به كتابخانه؛
  • برگزاري جلسه نقد و بررسي كتاب با دعوت از مولفين و منتقدين؛
  • برگزاري مسابقات فرهنگي و كتابخواني براي گروه هاي مختلف سني ( مكتوب، آنلاين و ... )؛
  • برگزاري دوره مادران قصه گو براي مادران اعضاء كتابخانه هاي عمومي
  • برگزاري نشست كتاب خوان در محل كتابخانه

 3- ارائه خدمات:

  • مناسب سازی فضای كتابخانه در ایام هفته کتاب؛
  •   هماهنگي با مدارس، مساجد، مراكز آموزشي پيراموني كتابخانه، واحدهاي توليدي و صنعتي درخصوص بازديد از كتابخانه
  • ثبت نام رايگان از مراجعين حضوري به كتابخانه ها در فاصله 23-30 آبان
  • پذيرايي از بازديدكنندگان كتابخانه­هاي عمومي در ايام مذكور

http://wisgoon.com/media/pin/images/o/2014/7/1/23/1404240928281611.jpg

موج مثبت

موج مثبت

روزی حکیمی به شاگردانش گفت فردا هر کدام یک کیسه بیاورید و در آن به تعداد آدمهایی که دوستشان ندارید پیاز قرار دهید. روز بعد همه همین کار را انجام دادند و حکیم گفت : هر جا که می روید این کیسه را با خود حمل کنید.  شاگردان بعد از چند روز خسته شدند و به حکیم شکایت بردند که پیازها گندیده و بوی تعفن گرفته و ما را اذیت می کند.  حکیم پاسخ زیبائی داد:  این شبیه وضعیتی است که شما کینه دیگران را در دل خود نگه دارید این کینه قلب و دل شما را فاسد می کند و بیشتر از همه خودتان را اذیت می کند . پس ببخشید و بگذارید تا آزار نبینید .

شش آیین زندگی

http://s5.picofile.com/file/8109211868/1526364_420945958038543_476994220_n.jpg

اولین شهید محراب

آیت الله سید محمود قاضی طباطبایی اولین شهید محراب
شهید بزرگوار «آیت الله سید محمود قاضی طباطبایی» اولین امام جمعه تبریز در سال 1333 هجری قمری در تبریز متولد شد. جهت تحصیل در حوزه علمیه قم به شهر قم مشرف شد و از محضر آیات عظام مرحوم «آیت الله سید محمد خوانساری»، مرحوم «آیت الله سید محمد حجت کوهکمرهای»، مرحوم «آیت الله بروجردی» و «آیت الله گلپایگانی» کسب فیض نمود. آن شهید بزرگوار از محضر «امام خمینی(ره)» نیز بهره برد و از شاگردان و علاقمندان ایشان بشمار می رفت.
آثار علمی
مقدمه و تصحیح تفسیر (جوامع المجامع) علامه طبرسی.
ذکر حدیقه الصالحین در (الذریعه الی تصانیف الشیعه) شیخ آقا بزرگ تهرانی.
پاورقی بر (فردوس الاعلی) نوشته کاشف الغطاء تعلیقات بر (انوار نعمانی).
اضافات و تعلیقات بر کتاب (انیس الموحدین) ملا محسن نراقی.
تقریرات دروس اساتید نجف. تقریرات فقه و اصول مرحوم آیت الله حجت. مراسلات با مرحوم علامه کاشف الغطاء. کتاب (صدقات امیرالمومنین و صدیقه طاهره). تاریخ قضا در اسلام. حضرت امام حسین (ع). تحقیق روز اربعین.
دوران حیات سیاسی
شهید «آیت الله قاضی طباطبایی» همچنانکه در تلاشهای علمی کوشا بودند، در مبارزات سیاسی نیز شرکت فعالانه داشتند. شرکت علنی و بارز آن شهید در مبارزات سیاسی از سالهای 41 و 42 همزمان با آغاز نهضت اسلامی شروع میشود و ایشان یکی از رهبران و پایه های نهضت در آذربایجان بودند که در جریان همین مبارزات دستگیر و در زندان «قزلقلعه» تهران زندانی شدند. شامگاه روز دهم آبان سال 1358 مصادف با عید سعید قربان سال 1399 هجری مجاهد عظیم الشان «آیت الله قاضی طباطبایی» در چنین روزی بعد از ادای فریضه نماز مغرب و عشاء و در حال مراجعت از مسجد به منزل، مورد هجوم عوامل سرسپرده استکبار تحت نام گروه «فرقان» قرار گرفت و شربت شهادت را نوشید.
 

سه اصل مهم در زندگی

سه اصل مهم در زندگی

 

هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش رفاقت نکن ، درد دل نکن ، شوخی نکن.

 " حرمت ها  شکسته می شود."

 

هیچ وقت به  کسی بیشتر از جنبه اش خوبی  نکن ، محبت نکن ، لطف نکن .

 " تبدیل به وظیفه می شود ."

 

هیچ وقت  از کسی بیشتر از جنبه اش نخواه ، کمک نگیر ، انتظار نداشته باش .

" تبدیل به منت می شود . "

 

 

 

زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط عارف نامی

زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط


عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگويان » مشهور به « جناب شيخ » و « شيخ رجبعلی خياط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران ديده به جهان گشود. خانه خشتی و ساده شيخ كه از پدرش به ارث برده بود در خيابان مولوی كوچه سياه‌ها (شهيد منتظری) قرارداشت. وی تا پايان عمر در همين خانه محقر زيست. لباس جناب شيخ بسيار ساده و تميز بود، نوع لباسی كه او می‌پوشيد نيمه روحانی بود، چيزی شبيه لباده روحانيون بر تن می‌كرد و عرقچين بر سر می‌گذاشت و عبا بردوش می‌گرفت. سر سفره، رو به قبله و دو زانو می‌نشست و به طور خمیده غذا می خورد.

هنگام خوردن غذا حرف نمی‌زد و ديگران هم به احترام ايشان سكوت می‌كردند. با اين حال از تأثير خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست.

 خياطی يكی از شغلهای پسنديده در اسلام است. لقمان حكيم اين شغل را برای خود انتخاب كرده بود.جناب شيخ برای اداره زندگی خود، اين شغل را انتخاب كرد و از اين رو به « شيخ رجبعلی خياط » معروف شد. جالب است بدانيم كه خانه ساده و محقر شيخ، با خصوصياتی كه پيشتر بيان شد، كارگاه خياطی او نيز بود. سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پربرکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.

تاوان اندیشه مکروه

آیت الله فهری نقل می‌کند که جناب شیخ به ایشان فرمود:

روزی برای انجام کاری روانه بازار شدم، اندیشه مکروهی در مغزم گذشت، ولی بلافاصله استغفار کردم. در ادامه راه، شترهایی که از بیرون شهر هیزم می‌آوردند، قطاروار از کنارم گذشتند، ناگاه یکی از شترها لگدی به سوی من انداخت که اگر خود را کنار نکشیده بودم آسیب می‌دیدم. به مسجد رفتم و این پرسش در ذهن من بود که این رویداد از چه امری سرچشمه می‌گیرد و با اضطراب عرض کردم: خدایا این چه بود؟

در عالم معنا به من گفتند: این نتیجه آن فکری بود که کردی.

گفتم: گناهی که انجام ندادم.

گفتند: لگد آن شتر هم که به تو نخورد! »

 آزردن کودک

یکی از شاگردان بزرگوار شیخ گفت:

فرزند دو ساله‌ام – که اکنون حدود چهل سال دارد – در منزل ادرار کرده بود و ماردش چنان او را زد که نزدیک بود نفس بچه بند بیاید. خانم پس از یک ساعت تب کرد، تب شدیدی که به پزشک مراجعه کردیم و در شرایط اقتصادی آن روز شصت تومان پول نسخه و دارو شد، ولی تب قطع نشد، بلکه شدیدتر شد. مجدداً به پزشک مراجعه کردیم و این بار چهل تومان بابت هزینه درمان پرداخت کردیم که در آن روزگار برایم سنگین بود.

باری، شب هنگام جناب شیخ را در ماشین سوار کردم تا به جلسه برویم همسرم نیز در ماشین بود، جناب شیخ که سوار شد، اشاره به خانم کردم و گفتم:

والده بچه‌هاست، تب کرده، دکتر هم بردیم ولی تب او قطع نمی‌شود.

شیخ نگاهی کرد و خطاب به همسرم فرمود:

بچه را که آن طور نمی‌زنند،استغفار کن، از بچه دلجویی کن و چیزی برایش بخر، خوب می‌شود.

چنین کردیم تب او قطع شد!.

 

خاطره ای از رجبعلی خیاط

سیزده آبان روز بزرگداشت حسین فهمیده

98955655+52

 

 پیام حضرت امام فرمودند: «رهبر ما آن طفل سیزده ساله‌ای است که با قلب کوچک خود ـ که ارزشش از صدها زبان و قلم‌ ما بزرگتر است ـ با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید»

 هشتم آبان ماه روز نوجوان است. این روز به یاد شهادت یک نوجوان سیزده ساله در اولین ماههای جنگ تحمیلی، روز نوجوان نامیده شده. بیست و پنج سال پیش، در هشت آبان پنجاه و نه، «حسین فهمیده» سیزده ساله به شهادت رسید. او یکی از ۳۶ هزار دانش آموز شهید ایرانی است.

حسین فهمیده در سال ۱۳۴۶ در روستای سراجه شهر قم به دنیا آمد. وقتی که رژیم بعثی عراق در ۳۱ شهریور ۵۹ به ایران حمله کرد، حسین در خانه بند نشد. زود به راه افتاد و خودش را به خوزستان رساند. آنجا آنقدر اصرار کرد تا قبول کردند بماند. مدتی بعد با دوستش محمدرضا شمس زخمی شدند و آنها را به بیمارستان ماهشهر بردند. حسین و محمدرضا تا حالشان خوب شد، دوباره به جبهه برگشتند. اما اینبار فرمانده اجازه نمی داد حسین به خط مقدم نبرد برود.

روز هشتم آبان ۱۳۵۹، حسین فهمیده و محمدرضا شمس، در نزدیکترین سنگرها به دشمن، کنار هم بودند. محمدرضا مجروح شده بود و حسین، با هر جان کندنی که بود، دوستش را به عقب رساند تا مداوا شود.

اما حسین فهمیده در پشت خط نماند. دلش رضا نمی داد که سنگرشان را خالی بگذارد. او وقتی به سنگر رسید که پنج تانک عراقی، مغرورانه رجز می خواندند و پیش می آمدند تا رزمندگان ایرانی را محاصره کنند و بعد همه شان را به قتل برسانند.

تنها راه پیش روی حسین فهمیده، فداکردن خودش برای نجات همرزمانش بود. حسین سیزده ساله، آخرین نارنجکهای باقیمانده را به خود بست و به سمت تانکها حرکت کرد. در همین فاصله، تیری به پای حسین خورد اما او کوتاه نیامد. با همان پای زخمی، کشان کشان خودش را به اولین تانک رساند و ضامن نارنجکها را کشید.

با صدای انفجار تانک جلویی، چهار تانک دیگر ، با این خیال که رزمندگان اسلام حمله کرده اند، فرار را برقرار ترجیح دادند. بقیه رزمنده ها تازه متوجه نقشه دشمن برای محاصره شان شدند. آنها با فکر اینکه نیروی کمکی آمده، جان تازه ای گرفتند و چهار تانک درحال فرار را هم نابود کردند. مدتی بعد، نیروهای کمکی به خط مقدم رسیدند و آن قسمت را، از لوث وجود متجاوزان بعثی پاک کردند.

 

ویژگیهای منحصر بفر امام حسین علیه السلام

چند ویژگی منحصر به فرد امام حسین علیه السلام

تنها امامی که شش ماهه به دنیا آمدند.

تنها امامی که از هیچ بانویی شیر نخوردند و تغذیه ایشان توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)  صورت گرفته است.

تنها امامی که روزولادتشان ، پدر و مادر و جد و نزدیکانشان برای ایشان گریه کردند.

تنها امامی که در معرکه جنگ به شهادت رسیدند.

تنها امامی که در دعای توسل از ایشان به عنوان ( ایها الشهید ) یاد شده با اینکه همه ی ائمه ی ما شهید شده اند .

تنها امامی که در زمان حیات خود پدر دو شهید  شدند ( علی اکبرعلیه السلام و علی اصغر علیه السلام ).

تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شدند.

تنها امامی که اربعین و زیارت اربعین دارند.

تنها امامی که سر مبارکش از بدن جدا شد.

تنها امامی که پدر و مادر و 9 نسل بعدش معصوم بودند .

تنها امامی که تولدش در ماهی است که هیچ شهادتی در آن نیست و شهادتش در ماهی است که هیچ تولدی در آن نیست.

تنها امامی که یک در بهشت به نام اوست : باب الحسین

تنها امامی که امام زمان شبانه روز حداقل دو مرتبه بر او گریه می کند.

تنها امامی که خوردن خاک قبرش اشکال ندارد.

 

 

 

 

برگزاری مراسم ازدواج در کتابخانه پی‌بادی!!!!!!!!!!!!!

این کتابخانه در سال ۱۸۷۸ توسط فرد نیکوکاری به نام جورج پی بادی (George Peabody) افتتاح شد. این کتابخانه  دارای بیش از ۳۰۰ هزار جلد کتاب است که بیشتر آن ها را کتب قدیمی نوشته شده بین قرن های ۱۸ تا ۲۰ میلادی تشکیل داده اند.

این مجموعه منحصر به فرد شامل منابعی با موضوعات باستان شناسی، هنر و معماری انگلیسی، تاریخ انگلیس و آمریکا، زندگینامه، ادبیات انگلیسی و آمریکایی، زبان های رومی و یونانی، جغرافی، و منابع جغرافیایی است. کتابخانه پی بادی به دلیل معماری منحصر به فردی که دارد شناخته شده است.

 

خدماتی که کتابخانه ارائه می دهد شامل: صدور کارت کتابخانه، بازدید از موزه باستان، رزرو اتاق مطالعه، شرکت در دوره های مکالمه زبان انگلیسی، خدمت از کتابدار بپرسید، استفاده از رایانه و اینترنت بی سیم، استفاده از آرشیو روزنامه ها، امانت منابع و قوانین مربوط به آن، برگزاری و تشکیل نشست ها و گروههای بحث به منظور نقد و بررسی کتاب می شود. این کتابخانه خدمات بسیاری نیز به کودکان ارائه می کند.

 

 

کتابخانه پی بادی بخش کتابخانه الکترونیک نیز دارد که امکان بارگیری کتاب های گویا، کتاب های الکترونیکی، روزنامه های محلی،استفاده از فهرست آنلاین منابع، مقالات مجله ها، پایگاه های اطلاعاتی، برگزاری دوره های آموزش بارگیری و طراحی کتاب گویا و الکترونیکی را برای کاربرانش فراهم کرده است.

 

علاوه بر خدمات سنتی و پژوهشی که کتابخانه پی بادی ارائه می دهد، این کتابخانه تنها با دریافت هزار دلار از زوج های جوان فرصت داشتن یک مراسم ازدواج با شکوه را برایشان ایجاد می کند. برای این امر کافیست با کتابخانه تماس گرفته و کتابخانه را برای تاریخ مورد نظر خود رزرو کنند.  منبع: لیزنا

پیوست:

بسیار طرح و ایده ی جالبی برای نزدیکتر کردن محیط کتابخانه به زندگی واقعی انسان ها می باشد. البته این امر در کتابخانه های ما کمی بعید به نظر می رسد ولی حداقل خواندن و فهمیدن این مطالب موجب شکسته شدن تابو هایی می باشد که از محیط کتابخانه در ذهن ها نقش بسته است و باعث می شود فعالیت هایی نه در این سطح ولی تا حدی نزدیکتر در محیط کتابخانه برای جذب افراد انجام دهیم....انشاالله