بزرگداشت حکیم عمر خیام
![]()
عُمَر خَیّام:
نام اصلی: غیاثالدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری
زمینهٔ کاری: ریاضیات، اخترشناسی، شعر، فلسفه، دین، تاریخ، گاهشماری، موسیقی
زادروز: ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی، ۴۴۰ قمری، ۱۸ مه ۱۰۴۸ میلادی، نیشابور
پدر و مادر: ابراهیم خیام نیشابوری
وفات: ۵۱۰ خورشیدی،۵۳۶ قمری، ۱۱۳۱ میلادی، نیشابور
ملیت : ایرانی
محل زندگی: حیره (نیشابور)
جایگاه خاکسپاری: قبرستان حیره آرامگاه خیام، در زمان حکومت سلجوقیان
رویدادهای مهم: سقوط دولت آل بویه، قیام دولتِ سلجوقی، جنگهای صلیبی، ظهور باطنیان
نام(های)دیگر: خیامی، خیام نیشابوری، خیامی النیسابوری
لقب: حکیم، حجةالحق، امام عصر، جانشین ابنسینا
کتابها: رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس، رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب)،
القول علی اجناس التی بالاربعاء (موسیقی)
نوشتارها: رساله در جبر
دیوان سرودهها: رباعیات خیام
فرزندان نواده او :شاهپور نیشابوری
دانشگاه نظامیه نیشابور، شاگرد ابن سینا، امام موفق نیشابوری
دلیل سرشناسی: تدوین تقویم جلالی، رباعیات، استاد بیبدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و متافیزیک، مثلث خیام-پاسکال، چهارضلعی خیام-ساکری
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی در نیشابور - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شدهاست، فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و لقبش «حجةالحق» بودهاست؛ ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد.
یکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ سلطنت ملکشاه سلجوقی (۴۲۶ - ۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعاتاش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست. ابداع نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
زندگی:
عمر خیام در تفاوت زیادی داشتهاند. خیام در رساله کون و تکلیف، ابن سینا را استاد خود میداند اما احتمالا این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستارهشناسی را فراگرفت. برخی نوشتهاند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.
در حدود ۴۴۹ تحت حمایت و سرپرستی ابوطاهر، قاضیالقضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادلههای درجهٔ سوم به زبان عربی نوشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله و از آنجاکه با نظامالملک طوسی رابطهای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه تقدیم کرد. پس از این دوران خیام به دعوت سلطان جلالالدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان میرود تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را بهعهده گیرد. او هجده سال در آنجا مقیم میشود. به مدیریت او زیج ملکشاهی تهیه میشود و در همین سالها (حدود ۴۵۸) طرح اصلاح تقویم را تنظیم میکند. تقویم جلالی را تدوین کرد که به نام جلالالدین ملکشاه شهرهاست، اما پس از مرگ ملکشاه کاربستی نیافت. در این دوران خیام بهعنوان اختربین در دربار خدمت میکرد هرچند به اختربینی اعتقادی نداشت. در همین سالها (۴۵۶) مهمترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح مااشکل من مصادرات اقلیدس را مینویسد و در آن خطوط موازی و نظریهٔ نسبتها را شرح میدهد. همچنین گفته میشود که خیام هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملکشاه در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان نمودهاست. پس از درگذشت ملکشاه و کشته شدن نظامالملک، خیام مورد بیمهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع شد بعد از سال ۴۷۹ اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود، ترک کرد. احتمالاً در آنجا میزان الحکم و قسطاس المستقیم را نوشت. رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) احتمالاً در همین سالها نوشته شدهاست. غلامحسین مراقبی گفتهاست که خیام در زندگی زن نگرفت و همسر برنگزید.
باغی که آرامگاه خیام در آن قرار دارد، تصویر از کنار آرامگاه امامزاده محروق گرفته شدهاست و در ورودی قدیمی این باغ در تصویر دیده میشود.

مرگ خیام را میان سالهای ۵۱۷-۵۲۰ هجری میدانند که در نیشابور اتفاق افتاد. گروهی از تذکرهنویسان نیز وفات او را ۵۱۶ نوشتهاند، اما پس از بررسی های لازم مشخص گردیده که تاریخ وفات وی سال ۵۱۷ بودهاست. مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع است،
![]()
شهر الوند مرکز شهرستان البرز می باشد جمعیت این شهر 80 هزار نفر بوده و هم جواری با شهر صنعتی البرز ویژگی خاصی به این شهر داده که مهم ترین آن مهاجر پذیر بودن این شهر می باشد.تنوع فرهنگ های مهاجر در این شهر نیاز به کار جدی در حوزه فرهنگ را می طلبد و گسترش کتابخانه های عمومی به عنوان بازوی فرهنگی می تواند سهمی مهم در ارتقا و تعالی فرهنگی شهروندان ایفا کند .کتابخانه دهخدا الوند با توجه به نیاز روزافزون جامعه به استفاده از منابع مکتوب و اصیل و مبتنی بر آموزه های دینی در سال 1368 افتتاح شده و ساختمان جدید این کتابخانه در سال 1374 با همت شهردار وقت الوند تحویل داده شد .