معرفی کتاب به مناسبت تاسو عا و عاشورا
![]()
در روایتها آمده است که آدم (ابوالبشر) و نوح (پیامبر) متوسل به «حسین ما» شدهاند. خاتمانبیا هم با «حسین منی و انا من حسینی» تکلیف را روشن کرده است و حضرت صدّیقه، حضرت مادر... فاطمه، فاطمه است و حسین ما، حسین فاطمه است... و خدا هم که روضهخوان و عزادار حسین است. محرم رستاخیز عام است. از راه که میرسد عالم روضهخوان میشود. بادها نوحه میخوانند.
دیوارها سیاهپوش میشوند. طبلها بر سر میکوبند. علمها سرگردان کوچه و خیابان میشوند. سماورها جوش و خروش میکنند. کلاهها از سر برداشته میشوند. مرزها در هم میشکنند و حسین (ع) میشود محور عالم. این است ترجمان «حبالحسین یجمعنا.»
لهوف
![]()
در میان مقاتل، لهوف سید بنطاووس، از معتبرترینها و البته موجزترینهاست و ترجمه سیداحمد فهری را میتوان روانترین برگردان آن به زبان فارسی دانست. وی واژه لهوف را به آه سوزان ترجمه کرده است. لهوف را نمیتوان یک اثر تاریخی دانست و اگر کسی بخواهد بهعنوان یک کتاب تاریخی به این منبع مراجعه کند با پرسشهای بسیاری مواجه میشود.
بهطور مثال بخشهایی از اتفاقاتی که در زندگی امام حسین (ع) افتاده به دلیل همان مختصر بودن کتاب مطرح نشده است. سید بنطاووس، کتاب را با نگاهی عرفانی نگاشته و از همین رو است که عنوان هر بخش را مسلک نامیده است. مسلک اول را با حوادث قبل از ماجرای عاشورا؛ ولادت امام حسین (ع) و مراسم ولادت او؛ تعبیر خواب امالفضل و گریه شدید پیامبر (ص) بر امام مولود آغاز کرده است و در مسلکهای بعد زمانه پس از شهادت امام حسن، حج و سخنرانی امام حسین در مکه... و نهایتا آنچه در روز عاشورا در کربلا بر امام و اهل بیت او رفت را مسلکبهمسلک آورده است و در پایان نیز تدفین اجساد مطهر شهدای کربلا را شرح داده است. لهوف اینجا به پایان میرسد و ما میمانیم و آنچه بر خواهر بهترین برادر رفته است. الشام... الشام... الشام...
در کربلا چه گذشت؟
![]()
شیعیان شیخ عباس قمی را با مفاتیح الجنان میشناسند، اما حق او بر گردن شیعه بیش از اینهاست. شیخ عباس، مقتلی مفصلتر از لهوف به یادگار گذاشته با نام نفسالمهموم که نامش برگرفته از حدیث امام صادق (ع) است که فرمود: نَفَسُ المَهمومِ لِظُلمِنا تَسبیحٌ وَ همُّه لَنا عِبادَةٌ وَ کِتمانُ سِرّنا جِهادُ فی سَبیلِ الله ترجمه: نَفَس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود تسبیح است، اندوه بر ما عبادت است و کتمان و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست. نفسالمهموم از لهوف مفصلتر و از همین روی به لحاظ تاریخشناسانه دقیقتر است.
آغازش همانند لهوف با ولادت امام است، اما پایانش با قیام مختار خاتمه یافته. باب اول، حاوی دو فصل است فضایل امام حسین (ع) و همچنین ثواب گریستن در عزای امام حسین و لعن قاتلان وی. باب دوم، حاوی رخدادهایی است که بعد از بیعت کردن مردم با یزید بنمعاویه تا شهادت امام حسین (ع) اتفاق افتاده است.
این باب مفصلترین باب کتاب و در ۲۰ فصل تنظیم شده است. باب سوم، حاوی وقایع بعد از شهادت امام حسین (ع) است. باب چهارم، حاوی رویدادهای پس از شهادت امام حسین (ع)، مانند گریستن آسمان، ناله فرشتگان و گریستن جنیان است. باب پنجم، درباره فرزندان و زنان امام و فضیلت زیارت آنها و همچنین ستم حاکمان ظالم در تخریب بارگاه حسینی است در خاتمه کتاب، قیام توابین و قیام مختار شرح داده شده است.
فتح خون
![]()
سیدمرتضی آوینی روایت فتح را که ساخت و شبهای جمعه از تلویزیون پخش میشد، خیلیها او را نمیشناختند. گرچه در بین اهالی سینما و روشنفکران (به اعتبار گذشتهاش) سرشناس بود، اما در میان توده مردم، ناشناس بود. روایت فتح، نریشنهایی داشت که با صدای آسمانی آقا مرتضی خوانده میشد.
نریشنها را هم خودش مینوشت. بیدلیل سیدشهیدان اهل قلم نشده است. با همان نگاه که نریشنهای روایت فتح را نوشته، کتاب عاشورایی فتح خون را نوشته و همان جوش و خروش در لابهلای صفحات کتاب موج میزند. فتح خون با شهادت شهیدآوینی ناتمام میماند. فتح خون روایت تاویلی از کل یوم عاشورا و کل ارض کربلااست.
کتاب شامل دو بخش توصیفی و تحلیلی است. بخش اول شرح آنچه از رجبالمرجب تا محرمالحرام سال ۶۱ هجری قمری است. این بخش بیشتر اهمیت ادبی دارد، اما بخش دوم از زبان راوی است که تحلیل میکند هرکس را عاشورایی است.... این بخش بیشک از خواندنیترین مطالبی است که در باب کربلا به رشته تحریر در آمده است. راوی: قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرمودهاند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا... این سخنی است که پشت شیطان را میلرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار میسازد.... و تو،ای آن که در سال شصتویکم هجری قمری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بودهای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت، پای به سیاره زمین نهادهای، نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار میکشد تا تو زنجیر خاک از پای ارادهات بگشایی و از خود و دلبستگیهایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصتویکم هجری قمری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی....
الرحیل! الرحیل! اکنون بنگر حیرت میان عقل و عشق را! اکنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند... راحلان طریق عشق میدانند که ماندن نیز در رفتن است. جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی و این اوست که ما را کشکشانه به خویش میخواند... راوی: عقل میگوید بمان و عشق میگوید برو و این هر دو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگرچه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد، عشق را در راهی که میرود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصلهای نیست.
شهر الوند مرکز شهرستان البرز می باشد جمعیت این شهر 80 هزار نفر بوده و هم جواری با شهر صنعتی البرز ویژگی خاصی به این شهر داده که مهم ترین آن مهاجر پذیر بودن این شهر می باشد.تنوع فرهنگ های مهاجر در این شهر نیاز به کار جدی در حوزه فرهنگ را می طلبد و گسترش کتابخانه های عمومی به عنوان بازوی فرهنگی می تواند سهمی مهم در ارتقا و تعالی فرهنگی شهروندان ایفا کند .کتابخانه دهخدا الوند با توجه به نیاز روزافزون جامعه به استفاده از منابع مکتوب و اصیل و مبتنی بر آموزه های دینی در سال 1368 افتتاح شده و ساختمان جدید این کتابخانه در سال 1374 با همت شهردار وقت الوند تحویل داده شد .