معرفی کتاب به مناسبت تاسوعا و عاشورا
قیام حسین (ع)
![]()
این کتاب به اعتبار نویسنده تاریخدان و معاصرش، سیدجعفر شهیدی، اغراق نیست اگر بگوییم یکی از بهترین تحلیلها درباره چرایی قیام حسین بنعلی است. نویسنده از مهمترین اساتید تاریخ است و آثار او همیشه دریچه جدیدی به روی تاریخ گشوده است.
شاید مطالعه این عبارات از نویسنده در مقدمه کتاب انگیزهبخش باشد: «درباره علل این رویداد، عقیده من نیز مانند دیگر تاریخنویسان گذشته و بعض تاریخنویسان امروز بود، لیکن بررسی چند واقعه در تاریخ ۵۰ ساله آغاز اسلام، سبب شد که این حادثه را نیز بهگونهای دیگر بررسی کنم تا علل حقیقی آن را چنانکه بوده است بیابم. نتیجه این بررسیها این شد که دانستم بخش مهمی از حادثههای تاریخ اسلام- بهخصوص از آغاز تا عصر اول عباسی- نه چنان است که تاریخنویسان گذشته به قلم آوردهاند و نه آیندگان آن را بهعنوان اصل مسلم پذیرفتهاند.»
حسین عقل سرخ
![]()
حسن رحیمپورازغدی از مغزهای متفکر جریان انقلابی است که در اوایل دهه ۸۰ با سخنرانیهای مستدل و صریح، باب جدیدی از روشنگری را به روی جامعه جوان گشود. جامعهای که پس از جلال آلاحمد و مرتضی مطهری و علی شریعتی، تشنه روشنفکر انقلابی بود.
روشنفکری که خواب را از سر، بپراند و چرتها را پاره کند. «حسین عقل سرخ» مجموعه پیاده و تنظیم شده سه نشست رحیمپورازغدی با دانشجویان در محرم سال ۱۳۸۰ است با موضوع: ۱- با «عقل» در عاشورا ۲-عاشورا، پایان تاویل ۳- حسین از مستضعفان میگوید.
کتاب آه
![]()
یاسین حجازی در کتاب «آه» تلاش کرده تا بیآنکه به متن دمع السجوم دست بزند، آن را از نو برسازد تا از شکل کتابی صرفا در زمره کتب علما و محققان، بیرونش بیاورد. او - به گفته خود- تصویرها، نامهها و دیالوگها را از متن دمعالسّجوم جدا کرده است: تصویرها مثلِ تصویرِ محمّد ابنحنفیه، وقتی سحر طشتِ آبی روبهروی اوست و دارد وضو میگیرد و همان لحظه میشنود که حسین از مکه خارج شد و اشکش در طشت میچکد و نامهها مثلِ نامهای که یزید ابنمعاویه پنهانی به عبیداللّه ابنزیاد مینویسد و اتمامِ حجّت میکند که یا حسین کشته میشود یا زیرش میزند که زیاد از سرِ خانوادهشان است و نطفه حرام شخص ابوسفیان است و دیالوگها مثلِ آنچه ردوبدل میشود میان خولی و زنش وقتی خولی پس از مدّتها به خانه میآید و زنش در بستر از او میپرسد که چه خبر و او میگوید ثروتی هنگفت برایش آورده و زنش میگوید چه ثروتی و خولی میگوید سرِ حسین ابنعلی را با خودش آورده و همین حالا گوشه حیاط است.
این کتاب در کنار لهوف و نفسالمهموم، خواندنیترین مقاتل به زبان فارسی است.
همرزمان حسین (ع)
![]()
کتاب «همرزمان حسین» ۱۰ گفتار از آیتالله خامنهای در تحلیل مبارزات سیاسی امامان معصوم در محرمالحرام ۱۳۹۳ هجری قمری مطابق با بهمن ۱۳۵۱ هجری شمسی در تهران است. آیتالله خامنهای با خلق تعبیر «انسان ۲۵۰ ساله» معصومین پس از رسول اکرم (ص) را به منزله یک انسان میدانند که از سال ۱۱ تا ۲۶۰ هجری قمری همواره در حال «جهاد» با ظلم و انحراف و مبارزه سیاسی حاد ممتد و با طواغیت است.
آیتالله خامنهای در سال ۱۳۵۰ به این بعد مهم در زندگی ائمه پی برده بودند. این کتاب نیز سلسله سخنرانیها درباره اهمیت شناخت صحیح امامان و توطئه دشمنان برای تحریف چهره مبارزاتی آنان، معنای جهاد و مقصود از مجاهدت ائمه (ع) است. اهل فن خود حدیث مفصل را از این مجمل میخوانند و «همرزمان حسین» را درمییابند.
عزاداریهای نامشروع
![]()
جلال آلاحمد را با غربزدگی بشناسیم. جلال، محور کانون نویسندگان بود. خودش بانی این جمع بود، اما شهامت ایستادگی در برابر کجرویهای آنان را داشت. جلال، حر ادبیات ما بود، آنچنان که آوینی علیه تاریکاندیشی روشنفکران برج عاج نشین زمان شورید، جلال آلاحمد هم علیه روشنفکری نامشروع موضع داشت و به قدری روشنگریهایش موثر واقع شد که پس از مرگش جریانساز شد و کینه جلال هم در جریان روشنفکری تداوم یافته تا جایی که بعد از نیم قرن از مرگش هنوز او را سانسور میکنند همچنان که در حیاتش بایکوت بود. چرا؟
چون مذهبی بود، ولی متحجر نبود. خسی در میقات را نوشت و همانجا هم از حسین (ع)و قیام حسین (ع) مستقیما و صراحتا یاد کرد. برای آلاحمد مذهب، افیون تودهها نبود. «.. دو تا چفیه خریدم، سه تا عصای خیزران، چند تا بسته عود شاخهای و چهار تا قلم خودنویس و حضرات همسفرها پرسوجوکنان که تو چه خریدهای؟ از قلم خوششان آمد و چند نفری سراغ گرفتند که بخرند، اما از خیزران خوششان نیامد. کسی چیزی نگفت، ولی میشد فهمید چرا. آخر تیری که گلوی علی اصغر را درید از چوب خیزران بود... مگر میشود سفرنامه حج بنویسی و گریز به کربلا نزنی؟»
این را نقل کردم که بگویم آسیبشناسی عزاداری از زبان چنین کسی حتما خواندنی است!
شهر الوند مرکز شهرستان البرز می باشد جمعیت این شهر 80 هزار نفر بوده و هم جواری با شهر صنعتی البرز ویژگی خاصی به این شهر داده که مهم ترین آن مهاجر پذیر بودن این شهر می باشد.تنوع فرهنگ های مهاجر در این شهر نیاز به کار جدی در حوزه فرهنگ را می طلبد و گسترش کتابخانه های عمومی به عنوان بازوی فرهنگی می تواند سهمی مهم در ارتقا و تعالی فرهنگی شهروندان ایفا کند .کتابخانه دهخدا الوند با توجه به نیاز روزافزون جامعه به استفاده از منابع مکتوب و اصیل و مبتنی بر آموزه های دینی در سال 1368 افتتاح شده و ساختمان جدید این کتابخانه در سال 1374 با همت شهردار وقت الوند تحویل داده شد .